لحظه ممکن است خاموش شود
باد ملایمی می وزد که تقریبا وزش آن را حس نمی کنم یا شاید چیزهای دیگری هستند که حس
کردنشان مهمتر از باد است، تنها چیزهایی که می بینم جز آن نورهای ضعیف در آن دور دورها
،سفیدی کف دو ردیف ابتدایی امواج است و نور ستارگانی که جز اندکی ،بقیه به نظر پشت ابرها پنهان
شده اند ستارگان شکل عجیبی به خود گرفته اند و تصویر یک علامت سوال را در ذهنم تداعی می کند
..هِه.. مهم نیست .. حالا که چیز زیادی دیده نمی شود فرصت خوبی است که فقط گوش دهم .. صدا
... چقدر صدا اینجاست فقط کافی است کمی تمرکز کنم ...
اینجا پر از صداست
صدای امواج که آرام بر سنگهای بیچاره می نوازند، صدای فت فت نرمی شن را زیر پاهایم احساس
می کنم،صداها در شبکه های بسیار پیچیده ای در ذهنم شناور می شوند و شروع به تجزیه شدن می
کنند،صدای نواختن گیتاری آن پشت می آید کمی که دقت می کنم صدای خنده های بلند چند مرد کمی
دور تر احساس می کنم دامنه ی تمرکزم را بیشتر می کنم صداهای بیشتر در فاصله های دورتر،
صدای دست و پایکوبی و شادمانی چند دختر و پسر .. فاصله شان قابل تخمین نیست زیاد هم مهم
نیست فقط گوش می دهم ، احساس می کنم چیزی به دور پاهایم پیچیده می شود انگار تاریست که به
دور مچ پاهایم تنیده می شود فقط گوش می دهم فرصت برای فکرهای عنکبوتی زیاد است این بار با
دقت بیشتری گوش می دهم در تلاش برای نفوذ لایه های عمیق تری از این کلاف به هم پیچ خورده
صداها صدای حق حق کودکی می آید در سواحل بسیار دورتر جایی آن طرف این دریای پهناور برای
چه گریه می کند...یاد آن علامت سوال بزرگ ستارگان می افتم...بهتر است فقط گوش دهم فرصت
برای سوال و جواب هست.. گوش می دهم
صدای سوالی که به سختی می توان تشخیص داد مونث است یا مذکر ، انگار پرسید ساحل را بیشتر
دوس داری یا دریارو...دوباره یاد علامت سوال ستارگان افتادم به راستی ساحل را دوست دارم یا دریا
یا از هر دو متنفرم؟! فرصت برای جواب بسیار است گوش می دهم صدای سکه ای که روی ظرف
آهنی افتاد ، صدای فریادهای زنی که یا زجر می کشد یا در اوج لذت است ، صدای جیغ گوشخراشی
که خاموش شد صدای ریختن اشکهایی روی زمین ،... احساسس می کنم تارها بیشتر تنیده می شود
پاهایم را حس نمی کنم ، هنوز گوش می دهم صداها حالت عجیبتری پیدا کرده اند ، با دقت بیشتری
گوش می دهم صدای خنده های کودکی که لابه لای این قصر شنی تقریبا مخروبه حالت اکو پیدا کرده
صدای حرکت قایق کاغذی روی رود ساختگی کنار قصر ... که آبش را آب دریا تامین می کند انگار..
تارها به دور تمام بدنم پیچیده می شود ...
بیشتر گوش می دهم ،
با دقت بیشتر .... حالا صداها گوشخراشتر شده اند
شاید های جمع اینجا بی مورد باشد بهتر است بگویم صدا ..
صدای عجیبیست
ریشه اش بسیار نزدیک است
در جستجوی صدا نزدیکتر میشوم ...نزدیکتر ...نزدیک و نزدیک تر...
احساس می کنم به درونم فرو می روم انگار این صدا ، صدای من است..
یا صدایی که از من می آید ولی به هر حال ریشه اش از این درون است ...
صدای عجیبیست....
دیگر تاری را به دورم حس نمی کنم چشمانم را باز می کنم تاریک است دیگر
نوری نیست آن چراغها نیز خاموش است و هنوز آن علامت سوال بزرگ روی آسمان چشمک می زند
.
.
.
.
Devious Comments
bebinam...1joorayi hess mikonam az in bloge akharam taesir gerefte shode!nemidoonam chera!na inke taghlido wannabeo in sohbata...yaeni manzooram ine ke masalan uno khundi in be zehnet reside masalan!injurie?!aslan chera ba man enghad bahs mikoni?!
--
Turns out that lonely people are all the same.
bishtar az shah gush mikonad tasir gerefte shode bud , na neveshtanesha, vaghti kenare sahel budam yadi az italo calvino kardam bad tasmim gereftam faghat goosh bedam
--
i'm the last shadow of the earth
---check my gallery if u had time---
--
Turns out that lonely people are all the same.
--
i'm the last shadow of the earth
---check my gallery if u had time---
--
Turns out that lonely people are all the same.
--
i'm the last shadow of the earth
---check my gallery if u had time---
baedesham in chera : X ro injoori neshun mide?!
man ba
--
Turns out that lonely people are all the same.
--
i'm the last shadow of the earth
---check my gallery if u had time---
Previous Page12Next Page