باز هم خیره میشوم
به گرداب شنی که فرو می رود و می بارد
روی حباب شیشه ای زیرینش
به این دانه های شنی
که چه بی رحم به قتل ثانیه ها مشغولند
خیره می شوم تار شدن این بند زمان را
بی آنکه بخواهم
در این دالان های تنگ و پر پیچ و خم
به دنبال شکار شنهای خوش
لحظه های شیرین
در تعجب از این همه اشکهای بی دلیل
انبساط این بغض گلابی مانند
این اضطراب پوچ
این افسردگی مزمن
که لابه لای خنده هایم پنهان میشوند
و چه بهتر که پنهان بمانند
بالا و پایین رفتن از این پله های بی انتها
امتداد این ریسمانهای بهم پیچیده
به دنبال نمی دانم ها
خیره می شوم بی آنکه بخواهم
رقص غمگین شن هارا
رقص این حقیقت پوچ
این آواز سکوت
این رعشه ی درداور
بر اندام نازک اتمهای هوا را
تا وقتی جاذبه هست
شنها می بارند
چشمانم در این غبارآلود مه غریب می سوزد
اندامم به خواب می روند
و هنوز می پرسم از خود
کجاست؟
آنی که نمی دانم چیست
چیست؟
آنی که نمی دانم کجاست
.
.
.
پ.ن : این پ.ن اصلا ربطی به نوشته ی بالا نداره و ربطی به کسایی هم که فک می کنن بهشون ربط نداره نداره فقط به کسایی ربط داره که بهشون ربط داره خلاصه ماجرا ازین قراره که به زور مسلحانه ( ترکیب غلط بودن یا نبودنشم به کسی ربطی نداره ) مجبور شدم این شعر یا بیب شر و تقدیم کنم به استاد سرندی پدی در خواست های دیگه هم قبول می کنیم اگه خواستین بگینبه شماهم تقدیم کنم
Devious Comments
mineveshti taghdim be ostad 3renDpeD!
--
Turns out that lonely people are all the same.
--
i'm the last shadow of the earth
---check my gallery if u had time---
--
Turns out that lonely people are all the same.
badesham inke :...
پ.ن : من و مجبور کردن این شعر یا شر رو به استاد سرندیپدی تقدیم کنم اکه خواستین بگین تا یه شما هم تقدیم کنم
--
i'm the last shadow of the earth
---check my gallery if u had time---
--
Turns out that lonely people are all the same.
--
i'm the last shadow of the earth
---check my gallery if u had time---
--
i'm the last shadow of the earth
---check my gallery if u had time---
--
Turns out that lonely people are all the same.
--
i'm the last shadow of the earth
---check my gallery if u had time---
Previous Page12Next Page